مقالات
زلال کوثر بخش سوم

زلال کوثر بخش سوم

نویسنده: editor/دوشنبه, 10 اسفند,1394/دسته ها: خبر, مقالات

رتبه این مطلب:
بدون رتبه

سوره كوثر در شأن حضرت صديقه طاهره (س) نازل شده است و مانند خود فاطمه (س) كه شخصيت منحصر به فرد و بي نظير عالم خالقت مي باشد كلمات اصلي بكار رفته در اين سوره نيز منحصر به فرد و بدون تكرار مي باشند و در هيچ آيه اي از قرآن اين كلمات نيامده اندمثلاً در قرآن « اعطي »و « يعطي » آمده است ولي « اعطيناك » در هيچ آيه اي از قرآن مجيد نيامده است . يا كلمة « كثير » و « اكثر » در قرآن آمده ولي «كوثر» فقط در اين سوره آمده است . « فصل لربك » نيز فقط در اين سوره آمدهاست و كلمة « وانحر» نيز همچنين . كلمه « شانئك » و « ابتر » نيز فقط ازمنختصات اين سوره مي باشد . البته « صلّ » در سوره توبه آمده است آنجا كه مي فرمايد : « خذُ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزكيهم و صلّ عليهم » ، ( توبه ، 103 )ولي « صل » در اين آيه به معني دعا كن مي باشد نه نماز بخوان . و اين دلالت مي كند بر اينكه : انّ العطيه واحده و المعطي و احد و المعطي له منحصر بفرد لم يتكر و لن يتكر » سوره كوثر سوره اي مكي مي باشد و بعضي از مفسرين گفته اند : احتمالاً هم در مكه نازل شده و هم در مدينه . (تفسير روح المعاني، ج 3،ص 244) . براي كوثر معاني عديده اي ذكر كرده اند كه از آن جمله : 1- نهري در بهشت2- حوض مخصوص پيامبر (ص) در بهشت يا حشر 3- اولاد رسول اكرم (ص) 4- اصحاب رسول اكرم (ص) و پيروان آن حضرت 5- علماي امت 6- قرآن و فضايل آن 7- مقام نبوت  8- تفسير قرآن 9- علم و حكمت10- فضايل رسول اكرم (ص) 11- اسلام 12- توحيد و ... مي باشد . ولي با عنايت به آيه آخر سوره كه مي فرمايد : « انَ شانئك هو الابتر » با توجه به اينكه ابتر در لغت به معني كسي است كه به اصطلاح اجاقش كور است و مقطوع النسل مي باشد و نيز با توجه به اينكه جمله مذكور از باب قصر قلب مي باشد چنين استنباط مي شود كه مراد از كوثر تنها ذريه پيامبر (ص) مي باشد و نيز با توجه به حرف « انّ » در اوّل آيه سوم كه دلالت بر تعليل دارد ديگر معنا نداشت كه بگويد : ما به تو مثلاً حوض كوثر داديم چون بدگوي تو اجاقش كور است .

 

روايات زيادي نقل شده است كه پس از درگذشت پسران رسول اكرم (ص) قاسم و عبدالله به پيامبر (ص) نسبت ابتر دادند و خداوند در تسلي رسول اكرم (ص) مي فرمايد : « انَ شانئك هو الابتر » . از سياق آيه دوّم كه حرف « ف» بر اول آن آمده است استفاده مي شود كه امر به نماز و قرباني كردن شتر كه متفرّع بر جملة « انا اعطيناك الكوثر » مي باشد از باب شكر است و چنين معني مي دهد كه حال كه بر تو اين نعمت را عطا كرديم با نماز و نحر شتر شكرگزاري كن ! همچنين در رواياتي كه نقل شده است و فريقين از رسول اكرم (ص) و اماميه از حضرت امير (ع) ، امام صادق (ع) و ساير ائمه علهيم السلام نقل كرده اند مراد از « وانحر » رفع يدين و بلند كردن دو دست به طرف گردن و بناگوش موقع تكبير گفتن در نماز مي باشد . ( تفسير برهان ، ج 4 ، ص 514 ) و ( تفسير الدرالمنثور ، ج 6 ، ص 403 ) .

 

« شاني » به معني دشمن خشمگين مي باشد و « ابتر » به معني اجاق كور مي باشد و بعضي گفته اند كه به معني منقطع از خير يا منقطع از قوم و خويش مي باشد كه در اين آيه با سياق آيه و روايات شأن نزول انطباق ندارد . در تفسير « الدر المنشور » نقل شده است كه بحاري ،ابن جرير و حاكم از طريق ابي بشر از سعيد بن جبير و او از ابن عباس نقل مي كنند كه كوثر، خيري است كه خداوند به رسولش عطا فرمود ابوبشر مي گويد : به سعيد بين جبير گفتم : جمعي از مردم معتقدند كوثر نام نهري است در بهشت ، سعيد گفت : نهري هم كه در بهشت است يكي از خيراتي است كه خداوند به رسولش ارزاني داشته است . ( تفسير الدّر المنثور ، ج 6 ، ص 402 ) .

 

طبرسي در احتجاج از امام حسن (ع) نقل نموده است كه آن حضرت در حديثي كه خطاب به عمروبن عاص مي باشد فرمود : در آيه دوم مي فرمايد : فصل لربك و انحر » پس برابر خدايت نماز بگزار و نحر كن ، ... « وانحر » هر معنايي داشته باشد چه قرباني كردن شتر و چه بالا بردن دو دست تا گلوگاه و بناگوش موقع نماز همه نشاني از سپاسگزاري نسبت به   نعمت هاي الهي مي باشد . و اين سپاسگزاري همانگونه كه اشاره شد در طاعت حق و احسان به خلق جلوه گر مي شود .

 

« ان شانئك هو الابتر » ، ( يقيناً دشمن تو بي دنبال و بي خيرت ) ، ( كوثر ، 3 ) از جلوه هاي اعجاز قرآن ، پيشگويي هايي مي باشد كه در آن اخبار غيبي را پيشتر از وقوع بيان فرموده ، مانند پيروزي روميان بر ايرانيان پس از آنكه مغلوب شدند و در آيات آغازين سوره روم بيان فرموده است : « الم غلبت الروم في ادني الارض و هم من بعد غلبهم سيغلبون ، في بضع   سنين ...» ،( روميان مغلوب شدند در جنگي كه به نزديكتر زمين واقع شد و آنها پس از مغلوب شدن به زودي بار ديگر غلبه خواهندكرد . ) ، ( روم ، 2 و 3 ) . آيه ديگر پيروزي مسلمانان را در جنگ بدر پيش بيني نموده است : « سيهزم الجمع و يولون الدّبر » ، ( به زودي آن جماعت در بدر شكست خودره و به جنگ پشت كنند . ) ، ( قمر ، 45 ) . در تفسير البيان (ج 1،ص 81) و تفسير الميزان ،( ج 1 ص 63 ) به پيشگويي قرآن به صورت مبسوط اشاره شده است . سوّمين پيش گويي قرآن ، مربوط به آيه شريفه « ان شانئك هو الابتر » مي باشد . دشمن پس از وفات پسر پيامبر (ص) كار را تمام شده مي پنداشت و تصور مي كرد پيام و پيامبر به فراموشي سپرده خواهند شد و قرآن پيشگويي كرد كه دين تو جهانگير خواهد شد و كار دشمنان به تباهي خواهد كشيد .

 

مصطفي را وعده كرد الطاف حق                          گــر بميري تو نميرد اين سبـق

 

من كتـاب و معجــزت را رافعم                           بيش و كم كن را ز قرآن مانعم

 

من تــو را انـدر دو عالم حافظم                          طــاعنان را از حـديث رافضم

 

رونقت را روز روز افــزون كنـم                         نــام تو بر زرّ و بر نقــره زنم

 

منبر و محراب ســازم بهــر تــو                        در محبت قهــر من شد قهر تو

 

مثنوي معنوي ، دفتر سوم ، 1197-1199 و 1201 و 1202

 

كوثري كه خداوند به رسولش عطا فرموده و فاطمه (س) اصل اين كوثر مي باشد از رسول گرامي اسلام نقل شده است : « انه لمّا عُرج بي الي السماء مرّ بي جبرئيل علي شجرة طوبي و ناولني من ثمره فاكلته ، فحوّل الله ذلك ماء الي ظهري ، فلمّا هبطت الي الارض واقعت خديجه فحملت بفاطمه ، فما قبلتها الّا وجدتُ رائحة شجره طوبي منها » ، ( وقتي مرا به معراج بردند جبرئيل مرا از كنار درخت طوبي عبور داد و از ميوه آن به من داد و من خوردم، خداوند اين ميوه را [منشأ] نطفه فاطمه در صلب من قرار داد . وقتي به زمين هبوط كردم با خديجه (س) مواقعه نمودم و او به فاطمه (س) حامله شد و فاطمه را نمي بوسم مگراينكه رايحه درخت طوبي را در وي مي يابم ) ،‌( المختصر حليّ ، ص 135 ) . و در بعضي از منابع نقل شده است كه : « فكلما اشتقتُ الي رائحة الجنّة شممتُ رائحة ابنتي » ، ( هرگاه مشتاق رايحه و عطر دل انگيز بهشت مي شوم فاطمه را استشمام مي كنم) ،‌ (مناقب ، ج3 ، ص 114) . اين حديث درباره خاستگاه و منشأ جسم فاطمه (س) مي باشد . بين جسم و روح انسان ارتباط و تعامل وجود دارد ، در تاريخ مي بينيم جسم بعضي از بزرگان اهل معرفت بعد از وفاتشان هم از بين نمي رود جسمي كه بهشتي باشد روح متناسب با خود مي طلبد . اينكه در متون ديني اينقدر از خوردن مأكول حرام و شبهه ناك تحذير داده اند و توصيه موكّد به اجتناب از غذاي شبهه ناك شده است به خاطر اثري است كه غذاي حرام بر روح مي گذارد . غذا ، جزئي از جسم مي شود ولي بر روي روح نيز تأثير خود را مي گذارد .  قرآن مي فرمايد : « كلواْ من الطيبات و اعملوا صالحا » ماكول طيّب مقدمه عمل صالح مي باشد . جسم فاطمه بهشتي است و روح اين جسم شريف و گرامي الهي مي باشد كه رسول اكرم (ص) مي فرمايد : « نور ابنتي فاطمه من نور الله » ، ( نور دخترم فاطمه از نور خدا مي باشد . ) ، ( بحار الانوار ، ج 5 ، ص 6 ) . و آن حضرت آنگونه كه در زيارتش مي خوانيم « حوراي انسي» مي باشد : « السلام عليك ايتها الحورا الانسيه المحدثه العلميه » . شاعري در وصف فاطمه مي گويد : هر چند رسول اكرم (ص) فقط يك فرزند از خود به يادگار گذاش ولي قلباً تمنّاي فرزند ديگري نكرد چرا كه كسي كه فرزندي مانند فاطمه داشته باشد فرزند ديگري دلش نمي خواهد و فاطمه عوض تمامي نداشته ها مي باشد .

 

ما تمنّي غيرها نسلاً و من                       تلد الزهرا يزهد عن سواها


نویسنده: دکتر سیامک مختاری

مدیر علمی مرکز مطالعات و پژوهشهای شورای اسلامی شهر ارومیه


تعداد نمایش ها (316)/نظرات (0)

تگ ها:

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی
کد فوق را در فیلد زیر را وارد نمایید
افزودن نظر
Search
کمیته های تخصصی
کمیته قرآن و عترت
کمیته فرهنگ و هنر اسلامی – ایرانی
کمیته سرمایه گذاری، حقوقی و مالی
کمیته ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
کمیته عمران، معماری و برنامه ریزی شهری
کمیته محیط زیست، بهداشت و سلامت اجتماعی
کمیته فناوری
پیوندها

 

آمار بازدید
امروز :
19
هفت روز گذشته :
52
در مجموع :
30817