مقالات

امام صادق(ع)، مجدِّد معارف حیات‌بخش وحیانی

نویسنده: فاوا فاوا/یکشنبه, 17 تیر,1397/دسته ها: مقالات

رتبه بندی این مطلب:
5/0

روزگار حیات امام صادق (ع) با خلافت ده تن از خلفای اموی و دو تن از عباسی‌ها همزمان بود و در مدت ۶۵ سال حیات دنیوی آن حضرت، دوازده خلیفه روی کار آمد که مدت خلافتشان کوتاه بود و فقط هشام بن عبدالملک ۲۰ سال حاکمیت داشت. این مقاطع کوتاه خلافت نشانه ای از آشفتگی اوضاع سیاسی آن روزگار می باشد و فرصت فراخی فراهم آمد تا  امام (ع) به تعلیم و تربیت شاگردان همت گمارند. شیخ مفید (ره) در این باره چنین نوشته است: «اصحاب حدیث، اسامی راویان او را که مورد وثوق و اطمینان بوده و هر یک صاحب رأی و گفتار خاصی هستند، گرد آورده چهار هزار نفر بوده اند» ارشاد، شیخ مفید، ترجمه محمد باقر ساعدی خراسانی، ص ۵۲۵


حضرت امام صادق (ع) برای حسن انجام رسالت خود سه خط مشی کلی اتخاذ کرد:
 

1 -  کناره‌گیری از مناقشات فرساینده و حساسیت برانگیز سیاسی

2 - تبیین معارف وحیانی و قرآنی 

3 - دعوت مستدل به امامت اولوالامر با نفی خلافت حاکمان جائر

4 - فرهنگسازی به صورت نظام‌مند

5 - شاگردپروری و شکوفاسازی توانش های بالقوه
 

از ارزشمندترین ویژگی‌های امام صادق (ع) در تبیین معارف استدلال‌گرائی، امعان نظر و دوری از تعصب بود. حضرت با نهایت مدارا و رواداری با مخالفان گفتگو می‌کرد و هرگونه نقد و نظری را با صبر و سعه صدر می‌شنید و به گونه‌ای مستدل پاسخ می داد.
 

آن حضرت به تعبیر شیخ فریدالدین عطار در تذکره الاولیا سلطان ملت مصطفوی، قدوه جمله مشایخ، برهان حجت نبوی، عامل صدیق و عالم تحقیق بود.

امام جعفر صادق (ع) در حديث معروف به توحيد مفضل كه تمام آن در کتاب بحار الانوار روايت شده است، از ارسطو به بزرگى ياد مى فرمايد كه مردم را از برهان وحدت صنع به وحدت صانع خوانده است.
 

سرانجام منصور دوانیقی خلیفه عباسی امام صادق علیه السلام را در شوال ۱۴۸ به شهادت رساند. او پس از شهادت امام به حاکم مدینه [محمد بن سلیمان] نوشت تحقیق کند اگر امام صادق (ع) شخص معیّنی را جانشین خود قرار داده، او را نیز گردن بزند. حاکم مدینه وقتی پیگیری می‌کند نتیجه را برای منصور می‌نویسد که جعفربن‌محمد (علیهما السلام) پنج تن را جانشین خود قرار داده است: ۱ - منصور، خلیفه ۲ - محمد بن سلیمان، حاکم مدینه ۳ - عبدالله ،پسرش ۴ - موسی، پسرش (کاظم ع) ۵ - حمیده (یا کسی دیگر) که منصور در مانده و گفت: اینان را نمی‌توان کشت.
 

 در خاتمه حدیثی ارزشمند و کاربستی از آن امام گرامی نقل می‌شود:

اصولُ الکُفرِ ثَلاثَهٌ الحِرصُ وَ الاِستِکبارُ وَ الحَسَدُ

ریشه های کفر سه صفت است:حرص؛تکبر و حسد ورزیدن / کافی، ج:2 ، ص:289

تعداد نمایش ها (8)/نظرات (0)

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر

نام شما
ایمیل شما
عنوان
پیام خود را وارد کنید ...
x
Search
آمار بازدید
دی ان ان